اینو تازه شنیدم

جایی که میشه اصطلاحات جالب و متداول انگلیسی رو توش پیدا کرد

۱۳۹۱ بهمن ۲۹, یکشنبه

.Come on, don't be such a tight-ass

بی خیال, انقدر ضدحال نباش!
ارسال شده توسط Norman در ۱:۱۷ هیچ نظری موجود نیست:
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

۱۳۹۱ بهمن ۲۸, شنبه

.I got the rug pulled out from under me

زیر پام رو خالی کردن.
ارسال شده توسط Norman در ۱۲:۰۲ هیچ نظری موجود نیست:
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

.Don't try to pull a fast one on me

سعی نکن منو گول بزنی, یا به اصطلاح سعی نکن زیرآبی بری!
ارسال شده توسط Norman در ۱۲:۰۰ هیچ نظری موجود نیست:
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest
پست‌های جدیدتر پست‌های قدیمی‌تر صفحهٔ اصلی
اشتراک در: پست‌ها (Atom)
توی این وبلاگ بعضی اصطلاحات متداول انگلیسی رو می‌تونین پیدا کنید، اصطلاحات جالبی که توی زندگی روزمره می‌شنوین. تمام مواردی که این‌جا ذکر می‌شه کاربردی هست چون براساس تجربه نوشته می‌شه نه به صورت کپی از دیکشنری.

دوست دارین با این وبلاگ همکاری کنید؟ لطفا این صفحه رو ببینید.

مشترک شوید

پست‌ها
Atom
پست‌ها
تمام نظرات
Atom
تمام نظرات

جستجوی این وبلاگ

مطالب پرطرفدار

  • .You just got higher a few pages in my book
    الان (با این کاری که کردی) اعتبارت پیش من رفت بالا.
  • .We are flying/sailing close to the wind
    داریم بی گدار به آب می‌زنیم، جانب احتیاط رو رعایت نمی‌کنیم. نمونه: We are flying close to the wind with our resources, it is not susta...
  • .I'm not able to do that, by any/no stretch of the imagination
    من این کاره نیستم، هر طور که بخوای حساب کنی (اصلا راه نداره).
  • You scared the living shit outta me, you bloody idiot
    تا حد مرگ ترسوندی منو، احمق بی‌شعور (این قسمت دوم رو به سلیقه خودتون هر چی دوست داشتین بذارین، مثلا you Aussie wanker)! اصطلاح معادل و مو...
  • Take a bow, that worked.
    ایول کار کرد. یا به قول این دوستان Well done.
  • .If you're happy and you know it clap your hands
    I don't hear you clap very often, actually I don't hear you clap at all, you fucking sad piece of shit. و این طریقی است که رفیق م...
  • .He's got the kangaroos loose in the top paddock
    اون یه چند تا کانگورو داره که توی اون مزرعه بالا ول میچرخن واسه خودشون، یعنی به قول خودمون بالاخونه رو اجاره داده.
  • .Let's discuss this tomorrow, we'll take it from there
    حالا بیا فردا درباره‌اش صحبت کنیم، بعدش ببینیم چی پیش میاد.

بايگانی وبلاگ

  • ▼  2013 (46)
    • ◄  ژوئیهٔ (3)
    • ◄  ژوئن (8)
    • ◄  مهٔ (6)
    • ◄  آوریل (8)
    • ◄  مارس (5)
    • ▼  فوریهٔ (3)
      • .Come on, don't be such a tight-ass
      • .I got the rug pulled out from under me
      • .Don't try to pull a fast one on me
    • ◄  ژانویهٔ (13)
  • ◄  2012 (22)
    • ◄  دسامبر (1)
    • ◄  نوامبر (6)
    • ◄  اکتبر (14)
    • ◄  سپتامبر (1)
زمینه Awesome Inc.. با پشتیبانی Blogger.