۱۳۹۱ آبان ۴, پنجشنبه

shit the bed this morning

وقتی کسی به طور غیر منتظره ای زود سرکارش ظاهر می شه این سئوال البته با لبخند ازش پرسیده می شه.
این اصطلاح معانی متفاوت دیگه ای هم داره.
مثلا (American) به معنی خراب یا داغون شدن به کار می ره اینطوری :
My car shit the bed when the timing belt broke.
یا (British)برای بیان تعجب با صدای بلند اینطوری :
The boss is back from vacation early! shit the bed.

۱۳۹۱ آبان ۳, چهارشنبه

I need to get up at sparrow farts to catch the flight

باید صبح خیلی زود بیدار شَم که به پرواز برسم.
گرگ و میش یا خروسخون یا وقت شکار روباه می تونه معادلهای فارسی اون باشه.
این اصطلاح کاملا استرالیایی است. 

It took me a shitload of time to do this

خیلی زمان برد که این کار رو انجام بدم.
توضیحات:
کلمه shitload به معنی خیلی زیاده و با چیزهای دیگه هم ترکیب میشه، مثل a shitload of money. برای مقادیر کمتر و بیشتر از عبارات دیگه استفاده میشه، ولی اینکه خود shitload دقیقا چقدره بین علما اختلاف وجود داره. ارتباطش با واحدهای کمتر و بیشتر به شرح زیر می‌باشد:
buttload < assload < crapload < shitload < fuckload
راستی، واحدهای متریک کمتر هستن، مثلا a metric shitload کمتر از یه shitload معمولیه!

۱۳۹۱ آبان ۱, دوشنبه

Take what he says with a grain of salt

اون چیزی که میگه خیلی هم فکر نکن که ۱۰۰ درصد درسته. به دلایل مختلف مثلا تعصب گوینده، سابقه ایشون در خالی بندی، یا ماهیت موضوع نمیشه درمورد صحت این مطلب اطمینان حاصل کرد.
اصطلاح مرتبط:
For what it's worth, ...
با این تفاوت که اینجا گوینده این رو میگه که قبلا اعلام کنه خیلی هم به اون چیزی که میگم مطمئن نیستم.
اصطلاح مرتبط:
Add some salt to your diet.

Shit happens

از این چیزا(ی ناجور) پیش میاد.

۱۳۹۱ مهر ۱۴, جمعه

You scared the living shit outta me, you bloody idiot

تا حد مرگ ترسوندی منو، احمق بی‌شعور (این قسمت دوم رو به سلیقه خودتون هر چی دوست داشتین بذارین، مثلا you Aussie wanker)!
اصطلاح معادل و مودبانه‌تر:
You scared the hell out of me.

I couldn't stick to my guns

نتونستم روی حرف خودم وایستم (متقاعد/مجبور شدم که نظرم رو عوض کنم).
نتونستم به قولی که داده بودم عمل کنم.
اصطلاح مرتبط:
I couldn't live up to my promises.